تبليغاتX
ستاره های مشکی پوش

ستاره های مشکی پوش

به تو مدیونم واسه کشتن غرورم....

امیدوارم تویی که منو رنجوندی هر جای دنیا که هستی دلت شاد و لبت خندون باشه من که ازت گذشتم بدون که دستام رو به خداست و ازش میخوام که اونهم از تو بگذره شاید معنی دوست داشتن رو یه روز بفهمی.......

 

منت به سرم نیست به جز منت مولا

یاهو مددی سرور من حضرت والا....

یا علی

 

+ نوشته شده در ساعت توسط Ali.meshki poosh |

 

سلام دوستان آخرین پست من تو سال 85 که براتون مینویسم . ولی بهتون مدام سر میزنم .امیدوارم که اگه حرفی , بدیی چیزی ازم دیدین به بزرگی خودتون ببخشید                                                     

در جستجوی کلماتی به بزرگی توهستم خدا جون ولی هیچ کلمه ایی جز همین خدا به دلم نمیشینه انگار از یه کلمه خیلی بیشتر چون با گفتن اسمت خیلی آروم میشم  انگار تنها جای امن برای غرغر کردن و درد دل کردن و شکر کردن وآرام شدن و خیلی چیزایی دیگه که تو اسمت خلاصه میشه خدایا تو چرا اینقدر بزرگی؟چرا اینقدرآرومی؟ یعنی تو از دست ما ناراحت نمیشی؟خدایا این همه بخشش و از کی یاد گرفتی؟ به قول رضای عزیزم قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین؟خدایا از این همه تنهایی دلت نمیگیره؟باز من تورودارم ولی....

ولی تو چی؟ تو که اینقدر خوب و مهربونی چرا باید تنها باشی؟؟؟ نکنه بعضی از ما آدما تو رو یاد یه نفر میندازن که خیلی دوستش داشتی , نمیدونم دارم کفر میگم یا نه ولی احساس میکنم تو هم عاشق بودیی که تنهایی رو برای خودت انتخاب کردیی,نمیدونم.........بهتر باقی حرفها رو تودلم با خودت بزنم چون ممکنه بقیه فکر کنن خل شدم.....

 

                                                           

گاهی دنیا مثل ما با خودش مسئله داره

میون زمین و آفتاب ابر تیرگی میاره

رنگ دریا بر میگرده از هوای تلخ وتیره

همه ی چلچله ها رو وحشت خزون میگیره

گل من گلایه کم کن , ابر غصه ابدی نیست

بزار آسمون بباره گریه هم چیز بدیی نیست

 

 

وقتی دستام توی دستات میشینه

حرفت به قلبم میگیره

وقتی نباشی همه چی بی رنگ ومعناست

وقتی خیره ام به چشمات

واسه من مثل یه گنجه

بودنت پایان رنجه

 میمیرم از من اگه روزی عزیز دلت برنجه

 

 

 

غصه و اشک و حسرت اول مشقه عشقه

حالا همه میدونن که مشکی رنگ عشقه

 

 

 

یاعلی

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط Ali.meshki poosh |

 

 

آنی تو...

آن کنایه ی مرموز

که در نهضت عشق رواست

داشتنش ضرور و گفتنش محال!!!

تو.... آنی تو

 

 

 

 

همه میپرسن از من چرا مشکی رنگ عشقه

اصلا کی رو دیدی تا حالا رنگ عشق و مشکی گذاشته؟

همه میپرسن که چرا خونه بدوشی

اصلا بگو تو چراتا حالا یه عمریه مشکی میپوشی؟؟

با چه زبونی من داد بزنم مشکی یه رنگه!

دیگه چه جور باید ثابت کنم مشکی قشنگه

با چه صدایی فریاد بزنم مشکی یه رنگه

جمال هر چی مشکی پوش با خدا رو عشقه

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط Ali.meshki poosh |

                                             

سلام  دوستای گلم

اگه دیر آپ میکنم به حساب بی معرفتیم نگذارین چند وقتیه که دلم از همه جا گرفته نمیخوام با خوندن نوشتهای من آه سردی از وجود نازنینتون بیرون بیاد.......فقط یه چیزروبدونید که علی مشکی پوش نوکر همتون دربست کجا میتونم دوستای با صفای مثل شما پیدا کنم نمیدونم خیلی دوستتون دارمدعام کنین

 

 

 

 

 

بعد از يه عمري عاشقي نصيب ما چي شد بجز

يه پيرهن مشکي و يک جاده و بي همسفري

اونهمه بيداري شب چي داشت واسه ما غيراز اين

تناي سرد و سياه با يه غم دربدري

شبا که دلتنگي تو قلبمو داغون ميکنه

چشماي خيسم بدجوري هواي بارون ميکنه

تو خودمي بدون تو حس ميکنم که پير شدم

به جون تو بدون تو از خودم حتي سير شدم

ببين چه تاريکه شبام، شبامو تو ستاره باش

ببين چه غمگين صدام، خوشيامو دوباره باش

هرچي که از من باقيه پيشکش مهرت ميکنم

عشقمو مثل حلقه اي ميام و دستت ميکنم

 

یا علی


+ نوشته شده در ساعت توسط Ali.meshki poosh |

 

کی میخوای بشینی تا من واست از خودم بگم باز؟

صبر تو چقدر تا من بشکنم پشت یه آواز

عزیزم قصه نمیگم نمیخوام بهم بخندی

یا فقط به احترامم چشم رو هر چی هست ببندیی

نمیخوام بونه بگیریی که چرا زخمی سینه ام

یا ازم دلت بگیره که نشد تو رو ببینم.....

 خدایا!من همونی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشم همونی که وقتی دلش میگیره  و بغضش میترکه, میاد سراغت.من همومنی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکنه و چشمهاشو میبنده و میگه: (( من این حرفا سرم نمیشه.باید دعامو مستجاب کنی.))  همونی که گاهی لج میکنه و گاهی خودشو برات لوس میکنه همونی که خیلی از نمازهاش قضا شده و کلی هم روزه ی نگرفته داره . همونی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف میزنه و گاهی بدجنس میشه  البته گاهی هم خودخواه ,گاهی هم دروغگو

حالا یادت اومد من کی هستم؟؟؟؟؟؟؟؟

امیدوارم بین این همه آدمی که داری , بتونی من یکی رو تشخیص بدیی.البته میدونم که منو خیلی خوب میشناسی.تو اسم منو میدونی.میدونی کجا زندگی میکنم و به کدوم دانشگاه میرم .تو حتی اسم تک تک دوستامو هم میدونی. تو میدونی من چند تا لباس مشکی دارم  و میدونی چند تا لیاس رنگی هدیه گرفتم ولی بهشون دستم هم نزدم..... اما

خدایا ! اما من هیچی از تو نمیدونم.هیچی که دروغه , چرا یکمی میدونم . اما این یکمی خیلی کمه.راستش من این وبلاگ و برای تو و رضا درست کردم.آخه میدونی من مدتهاست که می خوام چیزهایی برات بنویسم .البته من همیشه با تو حرف زدم.بازم حرف میزنم.   اماراستش چند وقتی که چند تا تصمیم جدید گرفته ام . دوست دارم عوض بشم , دوست دارم بزرگ بشم ,دوست دارم بهتر بشم.من یه عالمه سوال دارم . سوالهایی که هیچکس جوابشو بلد نیست .دوست دارم تو جوابم رو بدیی.  .نمیدونم شاید هم اصلا هیچ سوالی ندارم و میخوام تو به من سوالهای تازه یاد بدی.اما باید قول بدیی کمکم کنی!

 قول میدیی؟؟

 

 خدایا شکرت

+ نوشته شده در ساعت توسط Ali.meshki poosh |